جعل يك جمله: مطالعه و سعادت جامعه
مطالعه و سعادت جامعه
شنیدهایم یا خواندهایم که سقراط (470-399 پیش از میلاد) گفته است :« جامعه وقتي فرزانگي و سعادت ميابد كه خواندن و مطالعه كار روزانه اش باشد.» و این جمله به صورتهای مختلف در نوشتههای مختلف باز گو شده است و در بسیاری موارد شاهدی بر این مدعا که مطالعه خوب است بر شمرده شده است.
یک بار که آگانه این نوشته را خواندم حسی در من پدیدار شد و این سوال در ذهنم خطور کرد: آیا سقراط میتوانسته چنین جملهای گفته باشد؟ بی شک اولین کاری که باید میکردم این بود که در منابع جستجو میکردم. جالب بود هیچ یک از منابع مرا به یونان باستان وصل نمیکرد. نقل قولی بود که همه به پیش از خود ارجاع داده بودند و به عنوان مولفی که برای اثبات مدعایی این جمله را به کار بردهاند تلاش نکرده بودند که در صحت و سقم آن تامل کنند؛ چرا که این جمله همه آن چیزی را که میخواستند در ستایش مطالعه بگویند یکجا با خند داشت.
علاوه بر این دو چیز در نظرم دلیل محکمی بودند بر این که این جمله نمیتواند از سقراطی که در 5 قرن پیش از میلاد زندگی میکرد برآمده باشد (و به سقراطی معاصرتر برمیگردد).
نخست اینکه، گوینده چنین جملهای، اگر هوشیار باشد، تنها زمانی آنرا میگوید که کتاب و خواندنی به وفور در بین مردم وجود داشته باشد. چنانکه میدانیم در یونان باستان چنین وفوری نبوده است. چه تعداد اندکی از مردم نیز در آن روزگار قادر به خواندن بودهاند.
دلیل دوم اینکه سقراط، این مامای روان، گفتگو را بر نوشتار ترجیح میداد و آن را از شرطهای رسیدن به آزادی میدانست.زیرا او بر آن نبود تا نظریههایی عرضه کند، آموزشهایی بدهد و دیگران را به پذیرش عقاید خود فرا خواند. از این رو بود که وی هیچ کتابی ننوشت. چنین سقراطی چگونه میتواند سعادت جامعه را در گرو مطالعه و خواندن بگذارد؟
وی در این مقاله با رویکردی انتقادی به تفکر علوم کتابداری و اطلاع رسانی موجود، از محور قرار دادن «اطلاعات» و ترسیم مرزهایی تنگ نظرانه پیرامون این مفهوم ابراز نگرانی می کند. به زعم وی این تقسیم بندی ها موجب شده است تا حتی پژوهش در باب خواندن ـ این ابزار اساسی کسب اطلاعات، خواه از رسانه هاي چاپی يا غيرچاپي ـ در میان مباحث اصلی حوزه علوم کتابداری و اطلاع رسانی نگنجد.
اين وبلاگ مرجعي است براي كمك به كساني كه مايل به پژوهش در حوزه كتابخانههاي عمومي ميباشند.